Jump Cut
شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸۳
تيتراژ

 

سال 83 در يك نگاه و.....خداحافظي



                          

 

يكي مي‌گفت چرا می‌خواهی وبلاگ رو تعطيل کنی؟ گفتم وقتي هفته‌اي يه بار يا نهايتا دوبار مي‌توني به وبلاگت سربزني (چه برسه به پست جديد) پس چرا خواننده‌ها رو علاف مي‌كني! وقتي سوژه‌هات به تكرار رسيده و حس مي‌كني نياز به مطالعه بيشتري داري، از طرفي پروژه ارشدت شروع شده و سال آخره بالاخره بايد يا بزني تو خط دكترا يا تو خط استخدام پس يه ذره بايد خودتو جمع و جور كني، وقتي ، وقتي ... ياد ترانه شهيار افتادم: به كسي بر نخوره بر نخوره ، من يكي پنجره‌مو مي‌بندم...البته همه ترانه اينجا صادق نيست...  از همه دوستاني كه مرا در اين راه ياري رساندند تشكر مي‌كنم، قديميترها و جديدترها، شايد دوباره بنويسم ولي نمي‌دانم كي ، 1 سال، 2 سال، شايد وقتي ديگر....

 

نوروزتان پيروز

¤ نوشته شده در ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط علی

شنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸۳
 

Fade Out

 

¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ توسط علی

پنجشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸۳
Monsieur Ibrahim (2004)

کتاب موسيو ابراهيم و گلهای قرآن چند ماهيست که در بازار کتاب ايران بر سر زبانها افتاده.اتفاقا ترجمه‌های مختلفی از آن هم به بازار آمده. ترجمه سروش حبيبی معروفترين آنهاست. داستانيست در مورد پيرمردی مسلمان به نام ابراهيم که در پاريس زندگی می کند و پسر نوجوانی در همسايگی او. اتفاقا از روی اين داستان در سال گذشته فيلمی هم در هاليوود توليد شد با بازی عمر شريف در نقش ابراهيم.

¤ نوشته شده در ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ توسط علی

دوشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸۳
خاطرات نيک آهنگ کوثر

در باب يوسفعلی ميرشکاک.
کسانی که فيلم فقر و فحشا (ساخته مسعود ده نمکی) را ديده‌اند حتما چهره آن پير مرد درويش مسلک را به خاطر دارند که هر جند دقيقه يک بار بر صفحه ظاهر می‌شد و شعری می‌خواند. البته دوستان فرهنگی‌تر که شناختشان از اين نويسنده بيش از اين‌هاست. نيک آهنگ کوثر خاطره جالبی از ايشان بيان کرده:

«...بهروز افخمی درباره نمایندگان مجلس می گوید، که انگار یادشان رفته با چه شعارهایی امده اند. همه نگران پژو پرشیا هستند، بهروز با زرنگی پرشیا را گرفته و فروخته و تبدیل به پراید کرده! یکی از همان شب‌ها، قرار است همراه بهروز به خانه یکی از بچه‌های منتقد برویم و در آنجا فيلمی را ببینیم و او نقد کند، جلسه باحالی‌خواهد بود. یوسف‌علی میرشکاک هم همراه ماست...یا علی یاعلی گویان دارد حرف می زند. در جیبش یک بطری مشروب دارد! تعجب می کنم...می گوید سیدّ، تو هم باید بنوشی به سلامتی علی! یا حضرت عباس! گیر چه الپری افتادیم به قول ایرج میرزا! وقتی می‌رسیم، می بینم بساط دود هم به راه است. من و بهروز بیرون می زنیم، البته بعد از دعوای تندی که با یوسف می کنم. مردک شاعر سله بگیر که ماتحت عالم را با نظریات مشعشع اسلامی اش پاره می‌کند، لخت شده با یک تنبان نشسته و وافورش را در می‌آورد و یا علی می‌گوید...به افتخار علی به "جانی واکر" درود می‌فرستد...به من فحش خواهر و مادر می‌دهد و می گوید بچه سوسول دوم خردادی، اگر یک استکان نزنی به افتخار مولا علی [...] می‌کنم...من هم شروع می کنم به داد و بیداد و فحش دادن به حامیان این نظر کرده! بهروز که منتظر لحظه‌ای برای فرار است، می‌گوید نیکان بزن بریم! دارم از عصبانیت می ترکم!

هر چه می‌کنم عصبانیتم نمی خوابد. با یکی دیگر از بچه‌های مهر در این باره حرف می زنم. می گوید صحت خواب، این برنامه سال‌های سال یوسف است...عجب مملکتی است! روزی بابت چند نخود اعدام می کردند، حالا شاعر و متفکر دستگاه شش"لول" بند شده! اگر شب‌ها که جلوی ماشین‌ها را می گیرند، دهان کسی بوی الکل بدهد، دمار از روزگارش در می آورند، حالا برادر متعهد و نظرکرده سر تو داد می‌زند که چون نمی نوشی بچه سوسول دوم خردادی هستی و... مرده شوی این فضای مزخرف را ببرند. همکارم می‌گوید دلت خوش است نیکان، ببین چند در صد آقایان سیبیل‌شان به خاطر افراط در کشیدن تریاک زرد شده است؟ چرا هیچوقت حرامش نمی کنند؟ می‌دانی خیلی‌ آقایان تفاوت درجه الکل مشروب‌های مختلف را حس می‌کنند در حالی که تو هنوز فرق "پپسی" و "کوکا" را نمی‌فهمی؟ روزهای تعطیل برو لواسان، هر جا که تصادفا به ماشین های گشت بر می‌خوری، کمی بو بکش...»

¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط علی

یکشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸۳
نوستالژی

نوستالژی ، سوژه پنجشنبه-جمعه اين هفته شرق بود:
«... همسفرهاى جاده هاى قديم كه با ضرب و زور پول زير دست جراحان پلاستيك پوست كشيده اند و كيوكيو بنگ بنگ مى كنند تا آن نوستالژى سياه و سفيد را تازه كنند آيا دوباره در آن نسخه ها جا مى شوند اگرچه خودشان هم عجيب دچار فلاش بك هاى شديد شده اند اما براى نسل آينده با چه رويى بگوييم كه در جميرابيچ دبى يا آويشن پارك شارجه به تماشاى ذبيحى نشستيم كه به جاى پوست شير در زير پوست ديگرى جرات خواندن آواى خليج فارس را نداشت اگرچه در همين زمان هم نسل قديم در كنار همان سواحل هميشگى آبى خليج بوى وطن استشمام مى كنند و با ياد نوستالژى هايشان در گرگ و ميش ساحل گم مى شوند و حباب خيالشان روى كف موج سفيد مى تركد تضاد عجيبى است اما بالاخره يك روزى تمام نوستالژى هايمان را از كوره راه ها و سراب ها بيرون خواهيم كشيد و در خيابان هاى شهر در پى نسل قبل از خود و بعد خود خواهيم گشت و به تماشا خواهيم نشست و خاطرات گذشته را از زيرزمين بيرون خواهيم كشيد و به رخ خواهيم كشيد كه ما هم نوستالژى داشته ايم نوستالژى هايى كه در گوشه اى در بغض تنهايى تركيده اند و نفس مى كشند و وقتى برگردد مثل سيد گوزن ها كه مى گفت وقتى رفتى نفهميدم حالا كه آمدى فهميدم كى آمده. درست مى گفت او تمام نوستالژى و هويتش را پيدا كرد و شوريد. يادش آمد كى بوده و كى شده همين دوربين كه اين تصاوير سياه و سفيد را نقش مى كرد نمى دانست كه روزگارى نوستالژى ايجاد خواهد كرد و دوستانى كه دنبال محله كودكى خواهند رفت و مدرسه دوران تحصيل را خواهند جست....»

-----------------------

....سردار طلايي تصريح كرد: از سال 81 در برخورد با ماهواره روش جديد اتخاذ شده و در حال حاضر روش‌هاي گذشته اجرا نمي‌شود؛ چراكه ناجا معتقد است به جاي امر و نهي مردم، بايد به آنها آگاهي كارساز داد تا به كمك پليس بيايند.

¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ توسط علی

شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۳
آتش است اين بانگ نای و نيست باد...

 ۱-  مردی می آيد...مردی با آتش می‌آيد... موسيقی پاپ ايران در انتظار يک انقلاب...بازگشت ستاره...او بازگشت...

هر موقع صحبت از ابتذال شد ، توپيديم به بعضی از اين لس آنجلسيها (که رقيبان داخلی تو اين زمينه از اونها پيشی گرفته‌اند). اما تو همه اونها يه نفر هست که گروه‌خونيش با بقيه فرق ميکنه! يه جورهايی نميشه به حسابش آورد يا به عبارت ديگه حسابش از بقيه جداست...صاف و ساده‌ست..تنها خواننده‌ايه که سبکش رو عوض نکرده.از سی سال پيش (شايدم بيشتر) داره همينجوری ميخونه...اگه شش و هشت هم ميخونه، درست ميخونه .تو اين آلبوم هم مثل اينکه چند تا آهنگ با خواننده‌های مختلف داره از جمله ستار!؟!؟‌
تصوير روی جلد آلبوم و نگاه خواننده به شما کاملا با روحيات و خصوصيات اين خواننده تناسب دارد و نشان می‌دهد که شهرام هنوز همان شهرام است . لطفا به تاريخ تولد وی نگاهی بياندازيد ، وی ۵۷ ساله است! . آلبوم عکسهای شهرام (و ابی- داريوش-سياوش قميشی-هايده-شاهرخ و.....)

۲-  بازهم ميدان محسنی بازهم مراسم شام غريبان اما اين‌بار قضيه جديه.  

۳- مصاحبه با فريد زلاند: در سال 1988 آهنگی به نام "گریز" را برای اجرا توسط داریوش ساختم و پیش ایشان بردم،داریوش پس از گوش کردن آهنگ به من گفت: من صدای ابی را در این آهنگ می بینم و بهتر است که این آهنگ را ابی اجرا کند !که این آهنگ توسط ابی اجراشد که یکی از آثار ماندگار وی می باشد .

 

¤ نوشته شده در ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط علی

چهارشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸۳
دوئت

۱- ياهو  طی ده سال گذشته

۲- ابی به خواسته‌اش رسيد و تو کنسرت شنبه شب تونست با شهرزاد سپانلو اجرای مشترک داشته باشه.

 

¤ نوشته شده در ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط علی

سه‌شنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸۳
از فرهاد تا آغاسی

از وقتی همسر فرهاد از ضرغامی خواسته تا صدای فرهاد را بدون اجازه از صدا و سيما پخش نکنند، راديو پيام هر روز فرهاد پخش می‌کنه! راستی، سايت فرهاد هم يه تغييراتی کرده و خبر از ساخت فيلمی به نام آمين فرهاد داده. 
-------------------------------------------------------------------


 برج العرب دوبي

Burj Al Arab, Dubai
اون بالاش زمين تنيسه؟!!

اين دو نفر قهرمان جهانند: آندره آغاسی و راجر فدرر

آخ.. توپشون افتاد پايين..
Roger Federer , Andre Agassi, Dubai, Al Arab, 2005

--------------------------------
ليست بندگان جوايز اسکار......صفحه اول شرق دربست در خدمت اسکار.
--------------------------------
نشريه رويش منتشر شد...خبر رسيد که داريوش هم می‌خواد وبلاگش رو راه بندازه..
--------------------------------
خوابگرد برگشت و به کتابخانه‌ش سرو سامان داد...بريد وفیض ببريد.
--------------------------------
آلبوم حبيب و محمد رو هنوز کامل گوش نکردم...سوژه خوبيه.
--------------------------------
اين تصوير رو امسال محرم تو خيابونها زياد ديدم....عکسهای نادر داوودی از جواديه تهران در ايام سوگواری 

محرم- عزاداری

 

¤ نوشته شده در ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط علی

چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۳
بوکر ۲۰۰۵

آذر نفيسی، نويسند مطرح ايرانی و نويسنده کتاب « لوليتا خوانی در تهران Reading Lolita in Tehran»  يکی از پرفروشترين کتابهای سال امريکا ، به عنوان يکی از سه داور جايزه بوکر ( کتاب سال جهان) معرفی شد

------------------------

 داره از قبيله‌ی ما يکی يکی کم ميشه : چاپ اول صحبت از رفتن کرده...

----------------------

اين عکس اول AFP در اين لحظه بود. مصيبت زدگان زلزله زرند:

مرگ  آواز  قناري

  مرگ عكس  يادگاري

 تا دلت بخواد  شكايت

  غصه ها تا بينهايت...

 

¤ نوشته شده در ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ توسط علی

چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۳
روزی که هر لب ترانه ای است...تا کمترین سرود بوسه باشد

ترانه زير چند خطی از ترانه‌ايست که عباس معروفی در خوابش از داريوش شنيده! کل ماجرا اينجاست:

بی ستاره‌ام نکن
سوسو بزن
در اين پهنه‌ی سياه
بخوان
بخوان ترانه‌ای به نام پگاه
چشم به هم گذاری
دميده است سحر
ماه می‌تابد
در کوچه‌های شراره و آه
آه نکش
تاريک می‌شود دلت
چشم برهم نگذار
بی ستاره‌ام نکن...

--------------------------------------

¤ نوشته شده در ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ توسط علی

شنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۳
خاک خونين

چون قدم بر خاک خونين داشتی
بذر غيرت در زمين می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آميختی
در رکوعت می به ساغر ريختی

قبلهء تو عشق و مستی، قتلگاه
اين مشايخ قبله‌هاشان بر گناه

گويمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دو رو

سجده بر پست و رياست می کنيم
با خدا هم ما سياست می کنيم

کو نشانی که شما اهل دليد
جملگی تان بر نماز باطليد

می چکد شک بر سر سجاده‌ها
وای از روزی که افتد پرده‌ها

ما خدايان زيادی ساختيم
مال مردم را به خود پرداختيم



شير حق برخيز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد

کاخ‌ها گرديده مسجد ، سرفراز
صد رکعت تزوير دارد هر نماز

سجده در مسجد حسينا مشکل است
اين بنا از دل نباشد، از گل است

اين خسان با مال مردم زند‌ه اند
جملگی اندر نماز و سجده‌اند

دم ز راه و رسم سلمان می زنيم
لاف اسلام و مسلمان می زنيم

کاشکی از نسل سلمان می شديم
لحظه ای يک دم مسلمان می شديم

سجده بر پست و رياست می کنيم
با خدا هم ما سياست می کنيم

کو نشانی که شما اهل دليد
جملگی تان بر نماز باطليد

می چکد شک بر سر سجاده‌ها
وای از روزی که افتد پرده‌ها

ما خدايان زيادی ساختيم
مال مردم را به خود پرداختيم

¤ نوشته شده در ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط علی

پنجشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸۳
حکايت عادت

اين برنامه اميرقاسمی تو طپش که ميشينه با خواننده‌ها مصاحبه ميکنه رو ديديد؟ آخر مصاحبه است! می‌خواد مو رو از ماست بکشه. يکيش مصاحبه با سياوش قميشی بود (ابي، حميرا، و عارف هم تا حالا پخش شده) . متن کامل مصاحبه (حتی بصورت ‍PDF) رو دوستان در وبلاگ قميشی زحمت كشيدند و پياده كردند. البته با كلی سورپرايز ديگه كه خودتون متوجه می‌شيد!
---------------------------------


اينها نيروهای امريكايی هستند كه  مشغول گرم كردن خودشون  واسه حمله نظامی به ايران...نه ببخشيد واسه بازی تو ‹‹فراري››  ويدئوی جديد منصور هستند!
----------------------------------

برنده امسال جوايز گرمی در حقيقت كسی نبود جز ری‌چارلز فقيد. آخرين آلبوم وی كه به همراه جمعی از بزرگان موسيقی جهان اجرا كرده بود به عنوان بهترين آلبوم سال معرفی شد و ترانه دو صداييش با نورا جونز (که در مورد اين ترانه قبلا هم نوشته بودم) هم به عنوان بهترين اثر سال(نورا جونز همچنين عنوان بهترين خواننده زن پاپ را از آن خود كرد). ليست برندگان.
--------------------------------
تو اين فيلمهای كانديد اسكار، من فقط هوانورد رو ديدم كه احتمالا اون هم جوايز رو درو ميكنه.
-------------------------------
شنيده‌ايد آلبوم حبيب و محمد جزو ۱۵ آلبوم پرفروش امريكاست! در موردش خواهم نوشت.

¤ نوشته شده در ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ توسط علی

سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۳
دوباره‌‌ها دوباره‌ها....

.....و زمانی شده است که به غير از انسان،
هيچ چيز ارزان نيست....

 

¤ نوشته شده در ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ توسط علی

یکشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸۳
گرمی

Marc Anthony and Jennifer Lopez

امشب (فردا صبح به وقت ايران) مراسم اهدای جوايز Grammy برگزار خواهد شد.
ليست نامزدهای بخشهای مختلف را در اينجا می‌توانيد مشاهده كنيد. در اين مراسم به برترينهای موسيقی جهان در سال گذشته جايزه گرمی (مشابه جايزه اسكار در سينما) اهدا خواهد شد كه با ارزش‌ترين جايزه در دنيای موسيقی است. اين مراسم تا جاييكه من می‌دانم از شبكه Paris Première به طور زنده پخش خواهد شد (۴:۳۰  صبح). احتمالا شبكه‌های ديگری نيز پخش اين مراسم را در برنامه خود قرار خواهند داد. 

توضيح عكس: در اين مراسم زوج معلوم‌الحال فوق هم اجرای زنده خواهند داشت!

¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط علی

پنجشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸۳
امان از...

امان از شعله‌ی آخر
هجوم باد و خاکستر
که از پروانه‌ی پرپر
اجاق شب نشد روشن

امان از روز بی رويا
امان از شام مرگ آوا
امان از جای صد دشنه
ميان چين پيراهن

ببار ای خوب ديروزی
بر اين بازار خود سوزی
که اين غمخانه‌ی بی می
ندارد آب مرد افکن

¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط علی

سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳
پرونده‌ی راه من

                                              

  Farid Zoland ardalan sarfarazJannati AtaeiShahyar Ghanbari         

مدتي‌است كه مي‌خواهم در باره‌ي البوم راه من بنويسم و زيبائيهايش. آلبوم از هفت ترانه تشكيل شده كه البته دو ترانه (شايد هم يك ترانه!) راه من و كار من در داخل سي‌دي در قالب يك ترك گنجانده شده‌اند. تا جايي كه مي‌دانم اختلاف سليقه‌اي در مورد اين آهنگ بين خواننده و آهنگساز به وجود آمده بود بطوريكه داريوش مايل بود اين دو در قالب يك آهنگ باشند و زلاند قصد داشت اين دو را از هم جدا كند و مثل اينكه در نهايت تلفيقي از اين دو نظر حاصل كار شد!. بسياري از ويزيتورهاي سايت رسمي داريوش ( از جمله خود من) با مشاهده متن اين ترانه با يك علامت سؤال بزرگ در ذهن خود مواجه شديم كه چگونه بر روي اين كار آهنگ گذاشته شده! با توجه به اجراي ابي از اين ترانه ( كه در مورد آن و داستانش تا زمان دريافت مجله رويش چيز زيادي نمی‌توانم بگويم) مشخص است كه يكي دو بيت از ترانه حذف و تغيير يافته ، بطوريكه در نسخه اجرا شده توسط ابي اين قطعه وجود دارد:

رفتن، بردن و باختن
عشق ورزيدن، سوختن و ساختن
ديروز، ديروز من
راه دشوار مرد افكن بود
راه رفته‌ي من، راه خوب بهتر شدن بود
راه قد كشيدن، اين راه من بود...

و در عوض قطعه‌ي :

خواب خوب بي‌قفس بودن،
با تو رفتن، بی‌تو برگشتن
خواب خنده، لحظه به لحظه
آخر خون، ته شكنجه
اين تمام خواب وطن بود، اين كار من بود...

در اجراي ابي موجود نيست. به هر حال تيم راه من نسخه نهايي اين كار را در آلبوم راه من عرضه كرده‌اند. من شخصا فكر مي‌كنم شايد بهتر مي‌بود قطعه كار من  بصورت دكلمه پيش از ترانه تلنگر در سي‌دي قرار داده‌ مي‌شد و يا بصورت آهنگ فعلی در انتهای آلبوم جای می‌گرفت. 
اما ازهمه اينهاگذشته، اين قطعه به علت نوبودن از نظر ترانه و آهنگ مطمئنا حتي پس از چند بار شنيدن بازهم ذهنتان را درگير مي‌كند و شايد بشه گفت تا حدود زيادي براي گوش ما دير هضم است! و فكر مي‌كنيم انگار چيزي كم دارد و شهيار قنبري نتوانسته آنچه مي‌خواهد را به درستي بيان كند و يا آن تكه اركسترال تند و ويولن وسط اين آهنگ آرام براي چه است؟ اما پس از يك هفته شنيدن پي خواهيد برد كه ارتباط ظريفي بين اين اجزا وجود دارد و اين آهنگ اين گونه در يادها خواهد ماند. شايد شما اين حرف را قبول نكنيد ولي به نظر من موسيقي پاپ ما با چنين قدمهايي رو به جلو حركت كرده. مثالهاي اينچنين فراوانند. ترانه مرد تنها با صداي فرهاد را به ياد آوريد كه به قول شهيار اولين ترانه بي‌ريختش است! و يا ترانه سقوط باز هم كاري از شهيار: سقوط من در خودمه، سقوط ما مثل منه، مرگ روزهاي بچگي، از روز به شب رسيدنه...كسي حرف منو انگار نمي‌فهمه، مرده زنده، خواب و بيدار، نمي فهمه، كسي تنهائيمو از من نمي دزده، درد ما رو در و ديوار نمي فهمه.... مسلما اين ترانه‌ها هم در بيست سال پيش براي مخاطبان تازه و كمي عجيب بودند اما در اين بيست و خرده‌اي سال گوشهاي ما انقدر تكراري شنيده كه با شنيدن يك كار نو اينگونه دچار سردرگمي شده. به هر حال منتظر نظرات دوستان و بزرگان در مورد اينچنين ترانه‌هايي خواهيم بود.
اما ساير قطعات اين آلبوم: چكاوك، روزنه و روز اول كه عاشقانه‌هاي بسيار زيبايي هستند. چكاوك جزو زيباترين عاشقانه‌هاي داريوش است، در اين شك نكنيد(اصلان و صفا هم همين نظر رو دارند). تكنيك خواندن، آهنگ زلاند و تنظيم زيباي تيگران آنچنان در اين كار با هم جفت شده‌اند كه با هربار شنيدن اين قطعه زيباييهاي جديدي در آن خواهيد يافت.واجب است كه آهنگسازان و تنظيم كننده‌گان تازه به دوران رسيده - از نوع داخلي و خارجي-  كه غرق در برنامه‌هاي كامپيوتري ميكس و سمپل‌ها شده‌اند اين آلبوم را بارها گوش كنند تا طريقه صحيح استفاده از افكتهاي صوتي را فراگرفته و از شلوغ كردن آهنگ با صداهاي مختلف جلوگيري كنند. روزنه و روز اول هم نشان دادند كه داريوش بازگشت موفقي به عاشقانه‌هايش دارد.
قطعه موج، كه حدود يك سال و نيم پيش شنيده ‌بودم، باز هم حديث نفس خواننده است، اين بار هم اردلان بر روي ملودي زلاند ترانه نوشته و باز هم دلنشين، تنظيم كار همانطور كه از تكنوازي پيانو برمي‌ايد از آندو (آندرانيك) است. اگر اين كار را بدون كلام گوش كنيد متوجه خواهيد شد كه چرا نام اين كار موج است. تصويري از حركات  امواج  دريا در ملودي دلنشين فريد زلاند نهفته است.
تلنگر: چند بيت اول اين ترانه را قبلا خوانده و يا شنيده بودم ( نمي‌دانم كجا؟! اگر مي‌دانيد راهنمايي كنيد). بازهم بغض نهاني در طول آهنگ در صداي خواننده است كه شنونده را از حال و هواي عاشقانه قطعات قبلي، به موقعيت فعلي و دردهاي جامعه باز مي گرداند. باز هم تنظيم زيبا و نواي دلنشين فلوت – به نوازندگي پدرو ي معروف- باعث مي‌شود كه دكمه ريپيت دستگاه پخش سي‌دي را روشن بگذاريم تا بيشتر از اين ترانه را بشنويم. 

                                             

يكي از دوستان مي‌خواست علت چهار سال تأخير در پخش اين آلبوم را بداند. مطمئنم كه قبلا هم اشاراتي به اين موضوع داشتم. حدود سال 98-99 بود كه روي سايت شركت آونگ در قسمت آلبومهاي داريوش، يك جلد آلبوم با طرح زمينه صفر و يك قرار داده شده بود و جلوي آن عبارت Zero Coming soon  درج شده بود. اين داستان تا يكي دو سال ادامه داشت؟! سپس با تغييرات سايت آونگ اين صفحه نيز پاك شد. داريوش نيز در مصاحبه‌هايش نويد آلبوم صفر را ( با تركيبي مشابه آلبوم راه من فعلي) مي‌داد، و هميشه منتظر شنيدن تاريخ يكي دو ماه ديگه بوديم و به اين مسئله تو اين چند سال عادت كرده‌بوديم! اين بار نيز تا زمانيكه گوشه‌هاي كليپ چكاوك در برنامه‌هاي تبليغاتي آونگ پخش نشده بود، قضيه را جدي نگرفتيم. اما اصل قضيه، چيزي كه من مي‌دانم و برداشت كردم، با توجه به صحبتهاي داريوش، زخم زبانهاي اردلان سرفراز در كتاب سال صفر، و مصاحبه‌هاي فريد زلاند، اينچنين است كه همانطور كه مي‌دانيم داريوش براي ادامه فعاليتهاي هنري خود از سال  99 ( همزمان با انتشار آلبوم گل بيتا) شركتDBF Records  را تاسيس كرد تا از شر درگيري با شركتهاي معروف لس‌انجلسي پخش آلبوم رها شود و كارش را مستقلا به بازار ارائه دهد. آلبومهاي گل بيتا ، رومي، دوباره‌ مي سازمت وطن نيز توسط اين كمپاني به بازار ارائه شد.  مسئله بوجود آمده براي آلبوم صفر، شامل  ترانه سال صفر ( ادامه و بروز شده ترانه سال دوهزار كه هر دو از شاهكارهاي اردلان سرفراز است ) نيز ناشي از اين تغيير و تحولات است. در حقيقت مسائل مالي و قراردادهاي تجاري توافق شده بين اردلان، داريوش، فريد زلاند و شركت آونگ دچار نقصها و مشكلاتي‌ مي‌شود، داريوش خواهان پخش آلبوم از طريق كمپاني دي‌بي‌اف است و زلاند با آونگ قرارداد داشته ( و خود داريوش هم فكر كنم قرارداد داشته) و خلاصه اردلان هم از تأخيردر ارائه آلبوم شاكيست و ... خلاصه، توافق نهايي با حذف ترانه سال صفر از آلبوم ايجاد شده و آلبوم فعلي با كمي كم وزياد به بازار ارائه مي شود، اما ما همچنان منتظر ترانه سال صفر خواهيم بود ( متن ترانه در كتاب سال صفر – مجموعه ترانه‌هاي اردلان سرفراز- انتشارات ورجاوند- موجود است). اين داستانهايي كه گفتم همش درست نيست، يه موقع گير نديد، مسئله تمام شده است، داريوش ديگر حرص و جوش بازيهاي آونگ (كمپاني كه هنوز بعد از سي سال نمي‌داند اسم كوچك قنبري شهيار است نه شهريار!) و كلتكس و شركت ترانه و.... را نمي خورد، آلبومهاي بعدي را شخصا توسطDBF  پخش خواهد كرد.

¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ توسط علی

دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳
جشنواره

تو اين چند روزی که تهران بودم بالاخره تونستم چند فيلم از فيلمهای جشنواره را ببينم.

ماهی‌ها عاشق می‌شوند: يک فيلم خوب. شسته رفته. اولين کار سينمايی دکتر رفيعی (کارگردان معروف تئاتر) بود. صحنه آرايی- بازی بازيگران - فيلمبرداری و کارگردانی موفق ايشان نشان داد که می توان بدون انجام حرکات ژانگولر! رقصيدن وسط اتاق! گريمهای متحرک!  و تنها با کمی سليقه به خرج دادن فيلم خوب ساخت که تماشاچی راضی از سينما بيرون رود. بازی کيانيان، نونهالی، گلشيفته و طهماسبی در اين فيلم چشمگير بود.

 

 بيدار شو آرزو : يک مستند داستانی از زلزله بم. همانطور که انتظار می‌رفت فيلمی تلخ. گوشه‌هايی از رنج بم پس از زلزله....

زن زيادی : بازهم بدون حضور يه مرد درست حسابی تو فيلم. تهمينه ميلانی اگه صحنه‌های شعاردادنش تو فيلم رو دربياره شايد بشه گفت فيلم خوبيه! پارسا پيروزفر بازهم خوب ظاهر شد.


مسعود رايگان - خيلی‌دور، خيلی نزديک

خيلی دور خيلی نزديک : عالی بود. بيشتر و بهتر از دو فيلم قبليش باهاش کنار اومدم. با کانديدا شدن برای جوايز سيزده بخش جشنواره به حقش هم رسيده.  البته فکر کنم برای اکران عمومی با حذف برخی پلانهای اضافه و کشدار، فروش خوبی هم داشته باشه.

جايی برای زندگی : يک فيلم طولانی، کش دار، همانند ساير فيلمهای سيما فيلم. زحمات انتظاميها ( پدر و پسر) ، هديه تهرانی، هانيه توسلی و... هدر رفت همين.  

-------------------------------------------

ليست نامزدهای دريافت جوايز جشنواره فجر

نتيجه گيری: جشنواره امسال ناقص بود. حذف به رنگ ارغوان ضد حالی بود اساسی! قضيه آنچنان جدی بوده که حاتمی‌کيای نماد استقامت (برای من و نسل من) اينچنين در مقابل دستورات سر تعظيم فرود آورد. دو مطلب در اين زمينه در چلچراغ اين هفته بود ۱ و ۲  .   

 

¤ نوشته شده در ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ توسط علی

پنجشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۳
چکاوک

تو روزنه‌ی نوری در خانه‌ی ظلمت‌پوش
ديباچه‌ی آوازی بر متن شب خاموش

عباس معروفی را همه ميشناسيم (منظور از واژه‌ی «همه» کاملا مشخص است!). يکی از برترين نويسندگان معاصر که او هم چند صباحيست غربت نشين است. او هم در حلقه‌ي ملکوت است و به مناسبت ورود ترانه‌سرای بزرگ ايران به اين حلقه، چند خطی از ترانه نوشته و از بزرگان اين عرصه و از نارفيقی ما و نمكدان شكستنهايمان!

-------------------------
سعيد دوباره برگشته. اين بار هم خوش خبر! بايد خودمو برسونم...

------------------------

 جشنواره فيلم فجر شروع شد و برای اولين بار در تهران نبودم. اگه بشه اين فيلمها رو می‌خواهم ببينم: ماهي‌ها عاشق مي‌شوند - ديشب باباتو ديدم، آيدا-زن زيادی -سالاد فصل -  يک تکه نان- گل يخ و برخی از  فيلمهای خارج از مسابقه ايران

به طور اتفاقی گوشه‌هايی از مراسم افتتاحيه را ديدم. اينكه ترانه خليج هميشگي فارس برای پخش انتخاب شده بود كار جالبی بود. اما آقايانی كه اين ترانه را به اجبار انتخاب كرده‌بودند ( چون ترانه‌ای زيباتر و محكم‌تر از اين در وصف خليج فارس موجود نيست) و اتفاقا چه خوب كردند كه با صدای مرحوم سيامك عليقلی پخش كردند و ياد او را گرامی داشتند،  آيا بايد حتما متلكی هم نثار ابی كنند كه به نظر من اجرای بسيار زيباتری از اين ترانه دارد؟ آيا نمی‌توانيم يك كار را بدون نقص انجام دهيم؟ حتما بايد يك انگی هم به اين و آن بزنيم و بگوييم كه اين ترانه محصول داخل است؟ اگر شما اجرای مرحوم عليقلی را نشنيده‌ايد ميتوانيد در تيتراژ پايانی فيلم زير پوست شهر آن را بيابيد.  

----------------------

چند تاكليپ باحال اينجاست. 

-----------------

سامان جان اين كه وبلاگ كم كامنت شده با توجه به تعداد ويزيتورهاش (كه تقريبا ثابت مونده) چندان مربوط به تهران و شهرستان بودن من نيست. وقت و حوصله ركن اساسيست.  هنوز هم حس ژورناليستی هست. مطلب قبلی رو ببين و بعدش هم نيم صفحه اول روزنامه شرق يكشنبه رو نگاه كن!

¤ نوشته شده در ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ توسط علی

جمعه ٩ بهمن ،۱۳۸۳
خبر توقيف يک صدای خوش

جديدترين فيلم ابراهيم حاتمی‌کيا ‹‹ به رنگ ارغوان ›› بخاطر سوژه‌اش می‌بايست ! توسط مسؤلين مربوط به سوژه فيلم بازبينی شود!( فيلم در مورد يك مامور امنيتی نظام است) گويا پس از بازبينی آقايان به اين نتيجه رسيده‌اند كه فعلا اين فيلم در جشنواره نمايش داده نشود... اميدواريم فيلم بدون سلاخی شدن به جشنواره برسد. چند وقتيست ابراهيم حاتمی‌كيای خونمان كم شده! اين هم يه گزارش از دردسرهايی که حاتمی‌کيا برای خودش و آقايان ايجاد کرده.

--------------------------------------------------------------

بازهم طنز و فكاهي...كسی اگه آدرس اين سايت رو می‌دونه به ما هم بگه... آره جنتی عطايی اون دوتا ترانه رو واسه شاه بايد ميگفته تا خودش و داريوش از زندان ساواك بيايند بيرون. به نظر شما كار اشتباهی كرده؟ يعنی ميبايست اون تو ميموند تا ميپوسيد؟ الحق كه ترانه‌های زيبايی هستند با آهنگهای زيبای بابك بيات. اما بقيه ترانه‌هاش در اعتراض به رژيم قبل رو كه فراموش نكرديد! من دارم به كی جواب ميدم ؟ نمی دونم آخه اصلا ارزش داره؟ ....

-----------------

در مورد ترانه راه من با اجرای داريوش و ابی!!! در روزهای آتی خواهم نوشت.. 

¤ نوشته شده در ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ توسط علی

چهارشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۳
اسفند

....هفته ی حمله‌ی ارتش ها به عراق، کاری در برابر زشتی «جنگ»، بر غوغایِ زيبائی از واژگانِ شاعر و متفکّرِ خوش انديش، شهريار دادور ساختم امّا به دلايلی روشن زمان بيشتری گرفت. اميدوارم هم زمان با دوّمين سالِ تداومِ اين فاجعه‌ی ضدّ انسانی، توانِ رساندن اين کار را به گوشِ اهالیِ «خر شيطان»سوار داشته باشم.....اسفنديار منفردزاده

--------------------------------

 

                                   

مراسم ياد بود ری چارلز ، كه چند ماه پيش برگزار شده و عده زيادی از خوانندگان بزرگ در آن شركت داشتند، جمعه شب از شبكه CANAL + FILM پخش خواهد شد(هاتبرد).
Here We Go Again  يكی از آخرين آثار اين خواننده‌است كه به همراه نورا جونز اجرا كرده‌اند.

¤ نوشته شده در ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ توسط علی

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]