| Jump Cut | |
|
شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸۳
تيتراژ
سال 83 در يك نگاه و.....خداحافظي يكي ميگفت چرا میخواهی وبلاگ رو تعطيل کنی؟ گفتم وقتي هفتهاي يه بار يا نهايتا دوبار ميتوني به وبلاگت سربزني (چه برسه به پست جديد) پس چرا خوانندهها رو علاف ميكني! وقتي سوژههات به تكرار رسيده و حس ميكني نياز به مطالعه بيشتري داري، از طرفي پروژه ارشدت شروع شده و سال آخره بالاخره بايد يا بزني تو خط دكترا يا تو خط استخدام پس يه ذره بايد خودتو جمع و جور كني، وقتي ، وقتي ... ياد ترانه شهيار افتادم: به كسي بر نخوره بر نخوره ، من يكي پنجرهمو ميبندم...البته همه ترانه اينجا صادق نيست... از همه دوستاني كه مرا در اين راه ياري رساندند تشكر ميكنم، قديميترها و جديدترها، شايد دوباره بنويسم ولي نميدانم كي ، 1 سال، 2 سال، شايد وقتي ديگر.... نوروزتان پيروز پنجشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸۳
Monsieur Ibrahim (2004)
کتاب موسيو ابراهيم و گلهای قرآن چند ماهيست که در بازار کتاب ايران بر سر زبانها افتاده.اتفاقا ترجمههای مختلفی از آن هم به بازار آمده. ترجمه سروش حبيبی معروفترين آنهاست. داستانيست در مورد پيرمردی مسلمان به نام ابراهيم که در پاريس زندگی می کند و پسر نوجوانی در همسايگی او. اتفاقا از روی اين داستان در سال گذشته فيلمی هم در هاليوود توليد شد با بازی عمر شريف در نقش ابراهيم. دوشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸۳
خاطرات نيک آهنگ کوثر
در باب يوسفعلی ميرشکاک. «...بهروز افخمی درباره نمایندگان مجلس می گوید، که انگار یادشان رفته با چه شعارهایی امده اند. همه نگران پژو پرشیا هستند، بهروز با زرنگی پرشیا را گرفته و فروخته و تبدیل به پراید کرده! یکی از همان شبها، قرار است همراه بهروز به خانه یکی از بچههای منتقد برویم و در آنجا فيلمی را ببینیم و او نقد کند، جلسه باحالیخواهد بود. یوسفعلی میرشکاک هم همراه ماست...یا علی یاعلی گویان دارد حرف می زند. در جیبش یک بطری مشروب دارد! تعجب می کنم...می گوید سیدّ، تو هم باید بنوشی به سلامتی علی! یا حضرت عباس! گیر چه الپری افتادیم به قول ایرج میرزا! وقتی میرسیم، می بینم بساط دود هم به راه است. من و بهروز بیرون می زنیم، البته بعد از دعوای تندی که با یوسف می کنم. مردک شاعر سله بگیر که ماتحت عالم را با نظریات مشعشع اسلامی اش پاره میکند، لخت شده با یک تنبان نشسته و وافورش را در میآورد و یا علی میگوید...به افتخار علی به "جانی واکر" درود میفرستد...به من فحش خواهر و مادر میدهد و می گوید بچه سوسول دوم خردادی، اگر یک استکان نزنی به افتخار مولا علی [...] میکنم...من هم شروع می کنم به داد و بیداد و فحش دادن به حامیان این نظر کرده! بهروز که منتظر لحظهای برای فرار است، میگوید نیکان بزن بریم! دارم از عصبانیت می ترکم! یکشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸۳
نوستالژی
نوستالژی ، سوژه پنجشنبه-جمعه اين هفته شرق بود: ----------------------- ....سردار طلايي تصريح كرد: از سال 81 در برخورد با ماهواره روش جديد اتخاذ شده و در حال حاضر روشهاي گذشته اجرا نميشود؛ چراكه ناجا معتقد است به جاي امر و نهي مردم، بايد به آنها آگاهي كارساز داد تا به كمك پليس بيايند. شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۳
آتش است اين بانگ نای و نيست باد...
۱- مردی می آيد...مردی با آتش میآيد... موسيقی پاپ ايران در انتظار يک انقلاب...بازگشت ستاره...او بازگشت... هر موقع صحبت از ابتذال شد ، توپيديم به بعضی از اين لس آنجلسيها (که رقيبان داخلی تو اين زمينه از اونها پيشی گرفتهاند). اما تو همه اونها يه نفر هست که گروهخونيش با بقيه فرق ميکنه! يه جورهايی نميشه به حسابش آورد يا به عبارت ديگه حسابش از بقيه جداست...صاف و سادهست..تنها خوانندهايه که سبکش رو عوض نکرده.از سی سال پيش (شايدم بيشتر) داره همينجوری ميخونه...اگه شش و هشت هم ميخونه، درست ميخونه .تو اين آلبوم هم مثل اينکه چند تا آهنگ با خوانندههای مختلف داره از جمله ستار!؟!؟ ۲- بازهم ميدان محسنی بازهم مراسم شام غريبان اما اينبار قضيه جديه. ۳- مصاحبه با فريد زلاند: در سال 1988 آهنگی به نام "گریز" را برای اجرا توسط داریوش ساختم و پیش ایشان بردم،داریوش پس از گوش کردن آهنگ به من گفت: من صدای ابی را در این آهنگ می بینم و بهتر است که این آهنگ را ابی اجرا کند !که این آهنگ توسط ابی اجراشد که یکی از آثار ماندگار وی می باشد . چهارشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸۳
دوئت
۱- ياهو طی ده سال گذشته ۲- ابی به خواستهاش رسيد و تو کنسرت شنبه شب تونست با شهرزاد سپانلو اجرای مشترک داشته باشه.
سهشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸۳
از فرهاد تا آغاسی
از وقتی همسر فرهاد از ضرغامی خواسته تا صدای فرهاد را بدون اجازه از صدا و سيما پخش نکنند، راديو پيام هر روز فرهاد پخش میکنه! راستی، سايت فرهاد هم يه تغييراتی کرده و خبر از ساخت فيلمی به نام آمين فرهاد داده. برج العرب دوبي
--------------------------------
چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۳
بوکر ۲۰۰۵
آذر نفيسی، نويسند مطرح ايرانی و نويسنده کتاب « لوليتا خوانی در تهران Reading Lolita in Tehran» يکی از پرفروشترين کتابهای سال امريکا ، به عنوان يکی از سه داور جايزه بوکر ( کتاب سال جهان) معرفی شد. ------------------------ داره از قبيلهی ما يکی يکی کم ميشه : چاپ اول صحبت از رفتن کرده... ---------------------- اين عکس اول AFP در اين لحظه بود. مصيبت زدگان زلزله زرند:
مرگ آواز قناري مرگ عكس يادگاري تا دلت بخواد شكايت غصه ها تا بينهايت...
چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۳
روزی که هر لب ترانه ای است...تا کمترین سرود بوسه باشد
ترانه زير چند خطی از ترانهايست که عباس معروفی در خوابش از داريوش شنيده! کل ماجرا اينجاست: بی ستارهام نکن -------------------------------------- شنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۳
خاک خونين
عليرضا عصار چون قدم بر خاک خونين داشتی پنجشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸۳
حکايت عادت
اين برنامه اميرقاسمی تو طپش که ميشينه با خوانندهها مصاحبه ميکنه رو ديديد؟ آخر مصاحبه است! میخواد مو رو از ماست بکشه. يکيش مصاحبه با سياوش قميشی بود (ابي، حميرا، و عارف هم تا حالا پخش شده) . متن کامل مصاحبه (حتی بصورت PDF) رو دوستان در وبلاگ قميشی زحمت كشيدند و پياده كردند. البته با كلی سورپرايز ديگه كه خودتون متوجه میشيد!
سهشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۳
دوبارهها دوبارهها....
.....و زمانی شده است که به غير از انسان،
یکشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸۳
گرمی
امشب (فردا صبح به وقت ايران) مراسم اهدای جوايز Grammy برگزار خواهد شد. توضيح عكس: در اين مراسم زوج معلومالحال فوق هم اجرای زنده خواهند داشت! پنجشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸۳
امان از...
امان از شعلهی آخر سهشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳
پروندهی راه من
مدتياست كه ميخواهم در بارهي البوم راه من بنويسم و زيبائيهايش. آلبوم از هفت ترانه تشكيل شده كه البته دو ترانه (شايد هم يك ترانه!) راه من و كار من در داخل سيدي در قالب يك ترك گنجانده شدهاند. تا جايي كه ميدانم اختلاف سليقهاي در مورد اين آهنگ بين خواننده و آهنگساز به وجود آمده بود بطوريكه داريوش مايل بود اين دو در قالب يك آهنگ باشند و زلاند قصد داشت اين دو را از هم جدا كند و مثل اينكه در نهايت تلفيقي از اين دو نظر حاصل كار شد!. بسياري از ويزيتورهاي سايت رسمي داريوش ( از جمله خود من) با مشاهده متن اين ترانه با يك علامت سؤال بزرگ در ذهن خود مواجه شديم كه چگونه بر روي اين كار آهنگ گذاشته شده! با توجه به اجراي ابي از اين ترانه ( كه در مورد آن و داستانش تا زمان دريافت مجله رويش چيز زيادي نمیتوانم بگويم) مشخص است كه يكي دو بيت از ترانه حذف و تغيير يافته ، بطوريكه در نسخه اجرا شده توسط ابي اين قطعه وجود دارد: رفتن، بردن و باختن و در عوض قطعهي : خواب خوب بيقفس بودن، در اجراي ابي موجود نيست. به هر حال تيم راه من نسخه نهايي اين كار را در آلبوم راه من عرضه كردهاند. من شخصا فكر ميكنم شايد بهتر ميبود قطعه كار من بصورت دكلمه پيش از ترانه تلنگر در سيدي قرار داده ميشد و يا بصورت آهنگ فعلی در انتهای آلبوم جای میگرفت. يكي از دوستان ميخواست علت چهار سال تأخير در پخش اين آلبوم را بداند. مطمئنم كه قبلا هم اشاراتي به اين موضوع داشتم. حدود سال 98-99 بود كه روي سايت شركت آونگ در قسمت آلبومهاي داريوش، يك جلد آلبوم با طرح زمينه صفر و يك قرار داده شده بود و جلوي آن عبارت Zero– Coming soon درج شده بود. اين داستان تا يكي دو سال ادامه داشت؟! سپس با تغييرات سايت آونگ اين صفحه نيز پاك شد. داريوش نيز در مصاحبههايش نويد آلبوم صفر را ( با تركيبي مشابه آلبوم راه من فعلي) ميداد، و هميشه منتظر شنيدن تاريخ يكي دو ماه ديگه بوديم و به اين مسئله تو اين چند سال عادت كردهبوديم! اين بار نيز تا زمانيكه گوشههاي كليپ چكاوك در برنامههاي تبليغاتي آونگ پخش نشده بود، قضيه را جدي نگرفتيم. اما اصل قضيه، چيزي كه من ميدانم و برداشت كردم، با توجه به صحبتهاي داريوش، زخم زبانهاي اردلان سرفراز در كتاب سال صفر، و مصاحبههاي فريد زلاند، اينچنين است كه همانطور كه ميدانيم داريوش براي ادامه فعاليتهاي هنري خود از سال 99 ( همزمان با انتشار آلبوم گل بيتا) شركتDBF Records را تاسيس كرد تا از شر درگيري با شركتهاي معروف لسانجلسي پخش آلبوم رها شود و كارش را مستقلا به بازار ارائه دهد. آلبومهاي گل بيتا ، رومي، دوباره مي سازمت وطن نيز توسط اين كمپاني به بازار ارائه شد. مسئله بوجود آمده براي آلبوم صفر، شامل ترانه سال صفر ( ادامه و بروز شده ترانه سال دوهزار كه هر دو از شاهكارهاي اردلان سرفراز است ) نيز ناشي از اين تغيير و تحولات است. در حقيقت مسائل مالي و قراردادهاي تجاري توافق شده بين اردلان، داريوش، فريد زلاند و شركت آونگ دچار نقصها و مشكلاتي ميشود، داريوش خواهان پخش آلبوم از طريق كمپاني ديبياف است و زلاند با آونگ قرارداد داشته ( و خود داريوش هم فكر كنم قرارداد داشته) و خلاصه اردلان هم از تأخيردر ارائه آلبوم شاكيست و ... خلاصه، توافق نهايي با حذف ترانه سال صفر از آلبوم ايجاد شده و آلبوم فعلي با كمي كم وزياد به بازار ارائه مي شود، اما ما همچنان منتظر ترانه سال صفر خواهيم بود ( متن ترانه در كتاب سال صفر – مجموعه ترانههاي اردلان سرفراز- انتشارات ورجاوند- موجود است). اين داستانهايي كه گفتم همش درست نيست، يه موقع گير نديد، مسئله تمام شده است، داريوش ديگر حرص و جوش بازيهاي آونگ (كمپاني كه هنوز بعد از سي سال نميداند اسم كوچك قنبري شهيار است نه شهريار!) و كلتكس و شركت ترانه و.... را نمي خورد، آلبومهاي بعدي را شخصا توسطDBF پخش خواهد كرد. دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳
جشنواره
تو اين چند روزی که تهران بودم بالاخره تونستم چند فيلم از فيلمهای جشنواره را ببينم.
ماهیها عاشق میشوند: يک فيلم خوب. شسته رفته. اولين کار سينمايی دکتر رفيعی (کارگردان معروف تئاتر) بود. صحنه آرايی- بازی بازيگران - فيلمبرداری و کارگردانی موفق ايشان نشان داد که می توان بدون انجام حرکات ژانگولر! رقصيدن وسط اتاق! گريمهای متحرک! و تنها با کمی سليقه به خرج دادن فيلم خوب ساخت که تماشاچی راضی از سينما بيرون رود. بازی کيانيان، نونهالی، گلشيفته و طهماسبی در اين فيلم چشمگير بود.
بيدار شو آرزو : يک مستند داستانی از زلزله بم. همانطور که انتظار میرفت فيلمی تلخ. گوشههايی از رنج بم پس از زلزله.... زن زيادی : بازهم بدون حضور يه مرد درست حسابی تو فيلم. تهمينه ميلانی اگه صحنههای شعاردادنش تو فيلم رو دربياره شايد بشه گفت فيلم خوبيه! پارسا پيروزفر بازهم خوب ظاهر شد.
خيلی دور خيلی نزديک : عالی بود. بيشتر و بهتر از دو فيلم قبليش باهاش کنار اومدم. با کانديدا شدن برای جوايز سيزده بخش جشنواره به حقش هم رسيده. البته فکر کنم برای اکران عمومی با حذف برخی پلانهای اضافه و کشدار، فروش خوبی هم داشته باشه. جايی برای زندگی : يک فيلم طولانی، کش دار، همانند ساير فيلمهای سيما فيلم. زحمات انتظاميها ( پدر و پسر) ، هديه تهرانی، هانيه توسلی و... هدر رفت همين. ------------------------------------------- ليست نامزدهای دريافت جوايز جشنواره فجر نتيجه گيری: جشنواره امسال ناقص بود. حذف به رنگ ارغوان ضد حالی بود اساسی! قضيه آنچنان جدی بوده که حاتمیکيای نماد استقامت (برای من و نسل من) اينچنين در مقابل دستورات سر تعظيم فرود آورد. دو مطلب در اين زمينه در چلچراغ اين هفته بود ۱ و ۲ .
پنجشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۳
چکاوک
تو روزنهی نوری در خانهی ظلمتپوش عباس معروفی را همه ميشناسيم (منظور از واژهی «همه» کاملا مشخص است!). يکی از برترين نويسندگان معاصر که او هم چند صباحيست غربت نشين است. او هم در حلقهي ملکوت است و به مناسبت ورود ترانهسرای بزرگ ايران به اين حلقه، چند خطی از ترانه نوشته و از بزرگان اين عرصه و از نارفيقی ما و نمكدان شكستنهايمان! ------------------------- ------------------------ جشنواره فيلم فجر شروع شد و برای اولين بار در تهران نبودم. اگه بشه اين فيلمها رو میخواهم ببينم: ماهيها عاشق ميشوند - ديشب باباتو ديدم، آيدا-زن زيادی -سالاد فصل - يک تکه نان- گل يخ و برخی از فيلمهای خارج از مسابقه ايران به طور اتفاقی گوشههايی از مراسم افتتاحيه را ديدم. اينكه ترانه خليج هميشگي فارس برای پخش انتخاب شده بود كار جالبی بود. اما آقايانی كه اين ترانه را به اجبار انتخاب كردهبودند ( چون ترانهای زيباتر و محكمتر از اين در وصف خليج فارس موجود نيست) و اتفاقا چه خوب كردند كه با صدای مرحوم سيامك عليقلی پخش كردند و ياد او را گرامی داشتند، آيا بايد حتما متلكی هم نثار ابی كنند كه به نظر من اجرای بسيار زيباتری از اين ترانه دارد؟ آيا نمیتوانيم يك كار را بدون نقص انجام دهيم؟ حتما بايد يك انگی هم به اين و آن بزنيم و بگوييم كه اين ترانه محصول داخل است؟ اگر شما اجرای مرحوم عليقلی را نشنيدهايد ميتوانيد در تيتراژ پايانی فيلم زير پوست شهر آن را بيابيد. ---------------------- چند تاكليپ باحال اينجاست. ----------------- سامان جان اين كه وبلاگ كم كامنت شده با توجه به تعداد ويزيتورهاش (كه تقريبا ثابت مونده) چندان مربوط به تهران و شهرستان بودن من نيست. وقت و حوصله ركن اساسيست. هنوز هم حس ژورناليستی هست. مطلب قبلی رو ببين و بعدش هم نيم صفحه اول روزنامه شرق يكشنبه رو نگاه كن! جمعه ٩ بهمن ،۱۳۸۳
خبر توقيف يک صدای خوش
جديدترين فيلم ابراهيم حاتمیکيا ‹‹ به رنگ ارغوان ›› بخاطر سوژهاش میبايست ! توسط مسؤلين مربوط به سوژه فيلم بازبينی شود!( فيلم در مورد يك مامور امنيتی نظام است) گويا پس از بازبينی آقايان به اين نتيجه رسيدهاند كه فعلا اين فيلم در جشنواره نمايش داده نشود... اميدواريم فيلم بدون سلاخی شدن به جشنواره برسد. چند وقتيست ابراهيم حاتمیكيای خونمان كم شده! اين هم يه گزارش از دردسرهايی که حاتمیکيا برای خودش و آقايان ايجاد کرده. -------------------------------------------------------------- بازهم طنز و فكاهي...كسی اگه آدرس اين سايت رو میدونه به ما هم بگه... آره جنتی عطايی اون دوتا ترانه رو واسه شاه بايد ميگفته تا خودش و داريوش از زندان ساواك بيايند بيرون. به نظر شما كار اشتباهی كرده؟ يعنی ميبايست اون تو ميموند تا ميپوسيد؟ الحق كه ترانههای زيبايی هستند با آهنگهای زيبای بابك بيات. اما بقيه ترانههاش در اعتراض به رژيم قبل رو كه فراموش نكرديد! من دارم به كی جواب ميدم ؟ نمی دونم آخه اصلا ارزش داره؟ .... ----------------- در مورد ترانه راه من با اجرای داريوش و ابی!!! در روزهای آتی خواهم نوشت.. چهارشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۳
اسفند
....هفته ی حملهی ارتش ها به عراق، کاری در برابر زشتی «جنگ»، بر غوغایِ زيبائی از واژگانِ شاعر و متفکّرِ خوش انديش، شهريار دادور ساختم امّا به دلايلی روشن زمان بيشتری گرفت. اميدوارم هم زمان با دوّمين سالِ تداومِ اين فاجعهی ضدّ انسانی، توانِ رساندن اين کار را به گوشِ اهالیِ «خر شيطان»سوار داشته باشم.....اسفنديار منفردزاده --------------------------------
مراسم ياد بود ری چارلز ، كه چند ماه پيش برگزار شده و عده زيادی از خوانندگان بزرگ در آن شركت داشتند، جمعه شب از شبكه CANAL + FILM پخش خواهد شد(هاتبرد). [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه
آرشيو پست الكترونيك جامپ كات چيست؟ صبحانه English جامپ كات حسن سربخشيان شرق قوانلو قاجار آق بهمن زن نوشت LA صفا در سردبير:خودم محمدعليابطحي من،خودم و احسان سيامك انصاري مجله قاصدك ايرججنتيعطايي اردلانسرفراز فريد زولاند بابك بيات بابك صحرايي اهورا ايمان سينما بنبست من اصلان حافظي حرفهای يک الپر چاپ اول شب نیلوفری هزار حرف نگفته مازيار در كانادا ...يادداشتهاي اختياري Sarina شاديشاعرانه وبمسترنامه عشق دريايي بخون و برو آدم خوب لينكستون شهرزاد سپانلو سياوش قميشي بهبودی |